سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
120
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
مىشدند كه آن را حفظ كنند و بر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - مىخواندند ، و گروهى از صحابه مانند عبد اللّه بن مسعود ، و ابىّ بن كعب و ديگران چند نوبت قرآن را از آغاز تا پايان آن بر پيغمبر خواندند همه اين دلائل با كمترين دقّت و انديشهاى در آن ثابت مىكند كه قرآن در دوران پيامبر خدا گردآورى و مرتّب شده بوده نه آنكه ناقص و پراكنده مانده باشد » . در پايان گفته است : « كسانى كه در آنچه گفتيم به مخالفت برخاستهاند از اماميه و حشويه قابل اعتنا نمىباشند ، خلاف در آن به گروهى از محدثّين نسبت داده شده كه اخبار ضعيفى را نقل كردهاند و پنداشتهاند صحيح است و روشن است كه با چنين احاديث ضعيف نمىشود از آنچه بر صحتش علم و قطع پيدا كردهايم دست برداريم » . پايان آنچه از سخن سيّد مرتضى - كه خدا درجاتش را عالى گرداند - خواستيم نقل كنيم . و همچنين بسيارى از دانشمندان بزرگ ما شيعيان مانند محقق كركى و كاشف الغطاء ، و شيخ حرّ عاملى و شيخ بهائى و فاضل تونى صاحب كتاب « الوافيه » و سيّد محمّد مجاهد كه بطور صريح گفتهاند قرآن تحريف و كم و زياد نشده و ميرزاى قمى گفته است گروه زيادى از مجتهدين بر اين عقيدهاند كه قرآن تحريف نشده و محقّقين از علماء معاصر ما هم - كه خدا مسلمين را به طول بقاء ايشان بهرهمند سازد - قائلند بر عدم تحريف و زياد و كم نشدن قرآن . خلاصه بحث از آنچه در سطور پيش گفتيم اين مطالب بدست آمد :